می خواهم یک تسلیم شده واقعی باشم
نامه 23 یازدهم تیر ماه 88
سلام خدا جون..
خدایا پروردگارا من واقعاً آنی نیستم که ادعایش را می کنم
داشتم چند روز پیش مناجات شهید چمران رو می خوندم که متوجه شدم پست تر از آنی هستم که فکرش را می کنم
که در زبان ادعای عشق به تو را دارم و در عمل و اثبات ...
شهید چمران حتی خجالت می کشید لب به سخن گشوده و از تو چیزی بخواهد
انسانهای والایی مثل او اینچنین خود را در مقابلت حقیر احساس می کنند اما من مغرور و مدعی پر گناه چه
من که فقط چند ماه است نماز می خوانم و سر تعظیم در محضرت فرو می آورم
پروردگارا من بی لیاقت همچنان در وادی طلب مانده ام و ادعای عشق میکنم
پروردگارا مرا ببخش
پروردگارا چند ماه پیش این من بودم که بر زبان زمزمه می کردم
الهی تو پناهی تو شب تار من اینجا من زیر بارون تو خیابون راه میرم تنها
و تو پناهم دادی توبه ام را قبول و دعا هایم را مستجاب کردی
باز هم می خواهم پناهم باشی در این تاریکی
در این تاریکی که نمی شود خوب و بد را از هم تشخیص داد
در دورانی که آدم های بد جای آدم های خوب را گرفته و دم از دین و الله و انسانیت می زنند
ما چه کنیم حرف و ظاهر را بنگریم یا باطن و عمل را
کاش می دانستم حق با کیست کاش ..
می خواهم راه مستقیمی که هر روز در نمازهایم از تو میخواهم بدان هدایتم کنی را به من نشان دهی
واقعاً می خواهم راه مستقیم را به من نشان دهی
پروردگارا می خواهم شیعه باشم
شیعه ی واقعی
می خواهم بجای ادعا
راه واقعی علی را در پیش گیرم
حسین را با عمل خود شاد کنم
و به صاحب قلب های بیدار (عج) لبیک گویم
می خواهم خوشنودت کنم ای خدای مهربانم
و یک تسلیم شده واقعی باشم من که جز تو هیچ ندارم
خدایا یاری ام کن من هیچ هم نیستم ولی جز تو هیچ یاوری ندارم
| + ارسال شده در 88/04/11 | ساعت 22:52 | توسط سعید |


