خدایا!
هفته ی اول فروردین پارسالو یادته؟!
خودم یادم نبود ...
اینکه می گفتن آرزوهاتونو یه جا بنویسین تا بعدا یادتون نره که آرزو بوده و الان دارینش رو شاید قبول نداشتم!
ولی چه خوب شد من این آرزو رو نوشته بودم...
چه آرزوی سختی!
چه آرزوی دست نیافتی ِ
محالی!
محال!!!
وقتی می نوشتمش فکر می کردم محال ترین خواسته ی دنیاس...
ولی نبود...
فکر میکردم انقد مسخرس که هیچوقت نباید به زبون بیارمش...
ولی نبود...
خدای من!
تو خیلی بزرگی...
انقد بزرگ
که...
که جلوی بزرگی ِ تو هیچ محالی وجود نداره!
پ.ن:ممنونم از اینکه میتونم اینجا بنویسم...
| + ارسال شده در 88/06/16 | ساعت 16:40 | توسط شازده کوچولو |


