تبليغاتX
یک چمدان نامه برای پروردگارم



یک چمدان نامه برای پروردگارم

نامه های هفتگی بندگان خطا کار برای خدا


ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربیترجمه به زبان چینیترجمه به زبان آلمانی  ترجمه به زبان هندیترجمه به زبان ایتالیایی ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان روسیترجمه به زبان ترکی


سلام بر رمضان              سلام بر ماه حق
سلام بر ماه خدا سلام  -بر ماه پیامبر اکرم (ص) -سلام بر ماه بندگان مومن خدا
ای رمضان بیا - در روایات هست که قبل از آمدن ماه رمضان با آن صحبت کنید و آمدنش را به او تبریک بگویید پس رمضان بیا که خوش آمدی همه ی ماه های خدا یک طرف
و تو یک طرف آمدنت را تبریک می گویم فقط خدا می داند که چقدر از آمدنت خوشحالم هر چند که چند روزی به آمدنت مانده ولی من لحظه شماری می کنم که بیایی
ای رمضان بیا و دل تاریک ما را روشن گردان ماهی که در آن در رحمت خدا بر روی بندگانش باز می شود توبه ی بندگانس را می پذیرد
ماهی که دل های مرده را زنده می کند ماهی که هر چقدر ازش بگم باز هم کم گفتم مخصوصا از شب قدر که نگو
می ترسم مطالب رو دراز کنم و خوندنش برای شما ناراحت کننده بشه راستی آنقدر گفتم ماهی یاد ماهی صفره هفت سین عید نوروز افتادم
خدایا این عید های مارو خوب و خوش و پر برکت و پر از شادی کن و همه گناهان ما رو تا عید سعید فطر ببخش و از اون هم مهمتر به ما علم بده تا بعد از اون مرتکب گناه نشیم  


+ ارسال شده در 88/05/24 | ساعت 17:47 | توسط سید محسن





بر خودم واجب دونستم امروز یعنی روز تولد جدم امام سجاد مطلبی رو پست کنم

امامی تمام عمر آن همه ظلم و خفگان رو تحمل کرد همیشه در حال عبادت بود

امامی که شاهد همه ی ان فجایع بشری بود

امامی که با پدر به کربلا و با سر پدر به شام رفت

امامی که صبر او سنگ را آب می کرد

امامی که نماز او هم برای کسانی ناراحت کننده بود

امامی که همیشه در عید قربان که همه شادند‌‌  گریه می کرد

امامی که دلش به اندازه ی دریا بود و دعا هایش امواج خروشان

اما من قرار بود از تولد امام و خوشحالی که در دلم بود بگم ولی نمی دونم چرا حرف از اینجا سر در اورد

با این که همه ی اشنایان میگن که هر وقت به جدم توسل کردند اجابت شده ولی من نتونستم به

خاطر همه ی این مشغله های زندگی یک بار هم که شده صحیفه سجادیه رو بخونم

امید وارم که امام من رو ببخشه

 


+ ارسال شده در 88/05/06 | ساعت 11:34 | توسط سید محسن





خدایا امروز می خواهم حرف دلم رو بزنم

ای خدایا دیگه خسته شدم

می دونم بندهاتروبه هزاران راه آزمایش می کنی

ولی دیگه من بریدم دیگه نمی تونم

ای خدایا زندگی در جهنم بهتر از زندگی در بهترین جای این دنیاست

ای خدایاهمه چیز و همه کس دارن یک جوری اذیتم می کنند

و من هیچ کاری رو نمی تونم انجام بدم بجز صبر

که چند روز پیش طاقتم تموم شد و همه چیز رو زدم بهم و دیونه شدم

و حالا عقلم اومده سر جاش و فهمیدم که باید بیشتر صبر می کردم

و من که توی خانواده استوره ی صبرم باید بیشتر از این ها دوام می اوردم

ولی نشد

ای خدایا این دنیا رو دیگه نمی خواهم

نه این که دارم از زیر مسئولیت شونه خالی می کنم

نه دیگه در توانم نیست

نه دیگه دیگه نمیتونم


+ ارسال شده در 88/04/28 | ساعت 16:42 | توسط سید محسن





امروز می خواهم از آقایی بگم که مهربون تر از همست
آقایی که مثل بارون می بخشه و مثل باد میبخشونه
آقایی که بزرگتراز همست و عاشق تر از همه
کسی که دلش به اندازه ی دریاست و دستش همچون بارو ن سخاوتمند
آقایی که هیچ کس از حرف زدن با حاش سیر نمی شه
کسی که دست هیچ کس رو رد نمی کنه
آقایی که هر چی ازش بگم باز هم کم گفتم
آره آقا علی ابن موسی الرضا
کسی که منجی من بود همچون فرشته ای دستشو برام دراز کرد ومن رو از منجلاب گناه بیرون آورد
آقایی که هر چی از محبتش بگم باز هم کم گفتم
آقایی که قبل از عشق به ایشون معنی عشق رو نمی فهمیدم ولی
امروز دل من خونه عشقه و عشق رضا صاحب خونه
درد دلمو با کی بگم تو قبله ی راز منی یا امام رضا
آقایی که حرمش گوشه ای از بهشته
یا امام رضا میشه یه شب بیایی به خوایم امرم کنی نهی ام کنی
یعنی میشه یه شب بخوابم شما رو تو خواب ببینم
من از همه خواهش می کنم ،تمنا می کنم،آقارو هیچ وقت فراموش نکنید.
السلام الیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام الیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام الیک یا علی ابن موسی الرضا


+ ارسال شده در 88/02/15 | ساعت 14:38 | توسط سید محسن





چه بگوییم از دنیای خیش

چه خواهم از آخرت خیش

چه می ترسم از دنیای خیش

چه خوشحالم از آینده خیش

چه می ترسم از آخرت خیش

می گوییم از حال خیش

این چه غمیست که دل گرفته از جسم خیش

این چه دنیایی است که می گیرد دل خیش

آه چقدر دور ماندم ام از قبیله خیش

 


+ ارسال شده در 88/02/13 | ساعت 17:0 | توسط سید محسن





ای کاش از همان ابتدا برای زندگیم توشه ای جمع می کردم

به زندگیم همان زندگی باقی همان زندگی با تو بودن همان سرای باقی

به همان طور که ما نه ماه زندگیمان در شکم مادر را جزءاز زندگی حساب نمی کنیم که هر چه به

 این دنیا آورده ایم از همان جا داریم در سرای باقی هم این زندگی فانی را جزئی از زندگی به حساب

نخواهیم آورد.


+ ارسال شده در 88/01/20 | ساعت 12:5 | توسط سید محسن





به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

ای خداوند مهربان ای خداوند بخشنده ی جاودان

کاش می شد که از ابتدا می توانستم شروع کنم

کاش می شد که همه خاطرات آن سال های تاریک را فراموش می کردم

کاش می شد که یک روز مایع افتخار تو می شدم

توی که همچون پدر از همان ابتدا بر بالای سرم بودی

حتی قبل از آن که پدرم به سرای باقی بشتابد

تو از همان ابتدا یار و مونس تنهاییم بودی

چه روز ها که به غیر از تو یاری نداشتم

پس چه شد چرا من همه ی آن محبت های تو را فراموش کردم

تو ای که همه ی آرزوهای من رو برآورده کردی و می کنی

من هیچ وقت منکر این نمی شوم که از شما  هر چه خواستم برآورده کردی

ولی نمی دانم که چرا چند مدتی بود که بی وفا شده بودم

وای که چقد خجالت می کشم از طلب استغفار از شما

اگر شما هم قبول کنید من خود چه کنم از خاطرات آن همه تاریکی

ای کاش به سال های کودکیم بر می گشتم واین چنین روزهایی را نمی دیدم 


+ ارسال شده در 88/01/20 | ساعت 11:56 | توسط سید محسن