تبليغاتX
یک چمدان نامه برای پروردگارم



یک چمدان نامه برای پروردگارم

نامه های هفتگی بندگان خطا کار برای خدا


ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربیترجمه به زبان چینیترجمه به زبان آلمانی  ترجمه به زبان هندیترجمه به زبان ایتالیایی ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان روسیترجمه به زبان ترکی


به نام خدای بخشنده ی مهریان

((((((((((((((نامه ی اول من)))))))))))))))

یادم هست وقتی کودک بودم مادرم همیشه میگفت ما یک خدایی داریم

که مارا دوست دارد.

او همیشه باماست.با ما مهربان است و نمیگذارد زندگی بر ما سخت بگذرد.

آن موقع کودک بودم

چیزی از این حرف ها نمیفهمیدم.

خدایم را نمیشناختم.  

و این نشناختن من با من بود.همراه من بود.در سختی ها.در راحتی ها

و در همه ی لحظاتم.

بزرگ شدم اما باز هم تو را نشناختم. نمی دانم چرا؟؟

دلایل زیادی بود که نشد تو را بشناسم.

من سرگرم کارهای دنیوی بودم.بعضی ها خوب بودند و بعضی ها بد

و بد و بد و نفرت انگیز

خدای من اینک به سوی تو آمده ام.با باری از گناهان رنگارنگ و مختلف

با صورتی خجالت زده و لبریز از شرم

میدانم میدانم آبرویم رفته است.دیگر آبرویی پیش روی تو ندارم

تقصیر خودم بود.

سعی نکردم تو را و دین تو را بشناسم!!!!

تو خدای منی.میدانم مرا دوست داری.

تو مرا آفریدی.

حالا در این نامه ی اولم از تو میخواهم اول مرا ببخشی.

ببخش مرا که ندیده و نشناخته برای خود دوست انتخاب

کردم و بر خلاف راه تو همراه با آنان گام برداشتم و خود را پیش روی تو

رو سیاه کردم.

خدای خووبم دوستت دارم.

دوســــــــتت دارم.

منتظر نامه ی بعدم بمان.

خواهم آمد با شرحی از گناهانم که نمی خواهم دیگر تکرار شوند.

تو خدایی چگونه به تو بگویم خدا نگهدار

پس میگویم خدایا نگهدار من باش تا دیگر

طعم وسوسه ی گناهان را نچشم.


+ ارسال شده در 88/04/13 | ساعت 2:4 | توسط آتنا