تبليغاتX
یک چمدان نامه برای پروردگارم



یک چمدان نامه برای پروردگارم

نامه های هفتگی بندگان خطا کار برای خدا


ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربیترجمه به زبان چینیترجمه به زبان آلمانی  ترجمه به زبان هندیترجمه به زبان ایتالیایی ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان روسیترجمه به زبان ترکی


و مدتی است هیچ نوای عاشقانه ای

 طنین تپش های دلم را کوبنده  تر و عاشقانه تر نمیکند

 

 و هیچ نسیمی دلم را با خود به ان سوی رنگین کمان های

حقیقی عشق

 و به فراسوی خیال مردمان  ساده اندیش و  عامی

و به قله های حشن و مرتفع  نفرت رهنمون  نمیکند

 

 و من دلم خسته  وتنها  از این همه بی وفایی و بی عشقی

 

 و سکون گرفته است

  و اسمان دیدگانم بی نور و ابرهای تاریک ،

گنبد  نیلی و گلگون خاطرات فضای درونم را پوشانیده

 

 و من خسته تر از همیشه

کم توان تر پی تو هر جا می ایم ........


+ ارسال شده در 88/02/30 | ساعت 0:31 | توسط پرنیان





هر سخن به هر جای گفتن خطاست ،

و هر سخن از هر کس پرسیدن هم خطاست!

سخن از اهل دریغ نباید داشت 

که نا اهل را از سخن مردان  ملال بود .

دل نا اهلان و بی گانه از حقیقت ،

هم چنان است که فتیله ای  به جای روغن اب رسیده باشد.

چندان که اتش به نزد اوبری ، افروخته  نشود

اما دل اشنا  همانند شمعی است

  که اتش  را به خود می کشد  و افروخته میشود.

 اری ، سخن  اهل دل، از نور و اتش

خالی نباشد  اما اتش و نور در شمع

گیرد  نه د رفتیله ی تر ...

والسلام.......

"قلندرو قلعه "

داغ کن - کلوب دات کام >

+ ارسال شده در 88/02/28 | ساعت 0:5 | توسط پرنیان





 

بی قراریم را با که قسمت کنم 

در این وادی سر گردانی محبوبم

وقتی حتی تو حاضر به نیم نگاهی نیستی!

  با که بگویم  ، با که قسمت کنم کابوس شبهای  انتظار را ...

ارام جانم ،

 چه کنم با  انبوه خواسته های بی پایانم

 وقتی راهی نمی نمایی

  عزیز دل ،چه کنم با شعله سرکش درونم

 وقتی هجوم افکار بی رحم از هر سو وجودم را  اتش میزنند

خدای من چه کنم با صدای ناله ای

که هر گاه هوس سر بر اوردن میکند

  گوش امن و مهربانی را جز تو که نگاهم نمیکنی نمیابد

به من بگو چه کنم؟

چه کنم که جز تو ندارم !؟

 بگو مهربانترین وقتی مهرت را دریغ میکنی

بگو من چه کنم با فریادی که از  عمق جان مهر تورا طلب میکند؟

جواب دستهای خالیم چه میشوند!؟

فقط بگو تا کی...؟

تا کی با همه خلوص و توانشان با یک دنیا امیدو ارزو

به نشانه ارادت و تمنا  به سویت بلند

  شوندبا سری که  از شرم پایین است

 با نجوایی  زمینی طلب کنند از تو همه کرم و فضلت را

 انگاه ،روی قلبم گره شوندانگار که همه ارامش دنیا

را در همین لحظه کوتاه

 به ارمغان  اورده اند برای جان خسته ا م...

اما،

باز هم  خالی اند

اه خدای من چشمانم میدانی چقدر بیتاب و کم توان شده اند ؟

بی فروغ اند این ایام  

خدایا به چشمانم چه بگویم ؟

به کدامین سو نظر کنند در التهاب انتظار

کجا را بنگرند؟

اشکهایم   حتی  دیگر نوازشگر  نیستند

دیگر مهربانانه  دلداریم نمیدهند ...

 قلب و  روح و افکار و  حال و احوالم 

دیگر تاب ندارند 

بشتاب  

....

داغ کن - کلوب دات کام

 


+ ارسال شده در 88/02/24 | ساعت 1:9 | توسط پرنیان





دلم گرفت ،  اهی سر داد، دلم سوخت

 چشمانم  درخشید ، برقی زد ، سرشار شد و ابی روان

در پس سر شاری  گونه ا م را طی کرد و چکید 

و جاری شدو ان قطره ای از دریای دل گرفته ام بود

  که خروشان شدو از دیده درخشانم  جاری گشت و رفت ...

تا ارامش را به دریای طوفانی هدیه کند

و شاید به سوی خدا رفت ...

 و

یا به اقیانوس اشکهای جاری از دلهایی که اه کشیده اند ...

 

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 88/02/20 | ساعت 19:2 | توسط پرنیان





 

نامه بیستم

پنجشنبه قبل از اذان مغرب

17/2/88

  20 - خدایا  از اینکه مرا به خانه ات دعوت کردی بسیار خوشحالم

 

پروردگارا چند ماه  پیش نزدیکی های عید قربان  از تو خواستم که مرا به خانه ات دعوت کنی

با دیدن تصاویری از کعبه و مسجد پیامبر (ص) از تلوزیون و دیدن صف های منظم مومنین در حال نماز  قلبم را به ارتعاش در می آورد

 هرگز فکر نمی کردم به این زودی سعادت رفتن به مکه و مدینه نصیب این بنده خار و حقیر و خطا کار شود

خدایا تو با بندگانت چه می کنی

پنج روز دیگر  قرار است با کاروان سوار هواپیما شویم تا آنجایی که خبر دارم من جوانترین عضو هیأت اعزامی هستم

روحانی گروه  نکاتی را در کلاس آموزشی برایمان می گفت که یکی از آن وصیت کردن قبل از اعزام است من جز این وبلاگ هیچ دارایی خاصی در دنیا ندارم آن را به یکی از نویسنده ها می سپارم که اگر روح مرا طلب نمودی این پایگاه مناجات متروکه نماند

چه سعادتی بهتر از  جان دادن در راه  دوست

به مدت دو هفته  نامه در وبلاگ نخواهم گذاشت  آخه چه نیازی به نامه هست وقتی که میام کنار خانه ای که برای درد دل مستقیم بندگانت  قرار دادی

نمی دانم چه بگویم          چه بنویسم

نمی دانم لیاقت این همه لطف را دارم یا نه

 من فقط چند ماه است که شروع به نماز خواندن کردم

خدایا از تمام  گناهانم درگذر و مرا  در صف گمراهان قرار مده  که  تو مهربانتر از تمام مادران و پدران هستی

من اعتراف می کنم که در این مدت کوتاه چند ماهه ی بندگی  بنده ی  خوبی برایت نبودم 

یا حد اقل من که مدعی عشق عاشقی  بودم  رسم عاشقی را بجا نیاوردم

ولی  هنوز در پی یافتن راهی هستم تا بتوانم عشق خود را به تو اثبات کنم

 با لطف و عنایات بی شمار تو بعد از حج فصل تازه ای از زندگی ام  خواهم گشود

و در اینجا به تو قول می دهم که وضعیت بندگی خود را بهبود بخشم

و در انجام تکالیف دینی که همچون مواهبی بر بندگان هستند  کوتاهی نکرده و در خواندن قرآن  دیگر سستی نکنم

 


+ ارسال شده در 88/02/17 | ساعت 19:17 | توسط سعید





امروز می خواهم از آقایی بگم که مهربون تر از همست
آقایی که مثل بارون می بخشه و مثل باد میبخشونه
آقایی که بزرگتراز همست و عاشق تر از همه
کسی که دلش به اندازه ی دریاست و دستش همچون بارو ن سخاوتمند
آقایی که هیچ کس از حرف زدن با حاش سیر نمی شه
کسی که دست هیچ کس رو رد نمی کنه
آقایی که هر چی ازش بگم باز هم کم گفتم
آره آقا علی ابن موسی الرضا
کسی که منجی من بود همچون فرشته ای دستشو برام دراز کرد ومن رو از منجلاب گناه بیرون آورد
آقایی که هر چی از محبتش بگم باز هم کم گفتم
آقایی که قبل از عشق به ایشون معنی عشق رو نمی فهمیدم ولی
امروز دل من خونه عشقه و عشق رضا صاحب خونه
درد دلمو با کی بگم تو قبله ی راز منی یا امام رضا
آقایی که حرمش گوشه ای از بهشته
یا امام رضا میشه یه شب بیایی به خوایم امرم کنی نهی ام کنی
یعنی میشه یه شب بخوابم شما رو تو خواب ببینم
من از همه خواهش می کنم ،تمنا می کنم،آقارو هیچ وقت فراموش نکنید.
السلام الیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام الیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام الیک یا علی ابن موسی الرضا


+ ارسال شده در 88/02/15 | ساعت 14:38 | توسط سید محسن





 

مبادا چیزی را بخوری که به ا ن اشتها  نداری

 چون  موجب حماقت  و نادانی میشود

تا گرسنه نشدی چیزی نخور

زمانی که غذایی خوردی  با نام خدا و حلال  باشد

 و حدیث  رسول خدا را به یاد داشته باش  که فرمودند :

 ادمی هیچ ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است

  پس اگر ناچارشد غذا بخورد

 3/1 برای طعام  3/1 رابری اب  3/1 را برا ی تنفس قرار دهد .

امام صادق ع داغ کن - کلوب دات کام لیه السلام


+ ارسال شده در 88/02/13 | ساعت 23:49 | توسط پرنیان





چه بگوییم از دنیای خیش

چه خواهم از آخرت خیش

چه می ترسم از دنیای خیش

چه خوشحالم از آینده خیش

چه می ترسم از آخرت خیش

می گوییم از حال خیش

این چه غمیست که دل گرفته از جسم خیش

این چه دنیایی است که می گیرد دل خیش

آه چقدر دور ماندم ام از قبیله خیش

 


+ ارسال شده در 88/02/13 | ساعت 17:0 | توسط سید محسن





 

در اسمان ابی پر رازت که اغوش باز و پاک  توست و

 سر شار از نشانه ها ، برای زیباترین و عمیق ترین  بندگان

بی بدلیت ، می نگرم و رهایی از بندهای پیچیده

 در کلاف سر درگمی ها ی روحم را می طلبم...

چرا که سختی های زمینی را بندهایی میبینم که

 تحمل هر یک در هر مرحله  یکی از ان نشانه ها را درخشان

تر  نمایان  خواهد کرد ، تا برتر دریابم....

@@@@@@@@@@@@@@

و در این حال

اشکهایم را هیچ جاذبه ای خروشان  نمی کند و

سنگینی دلم  را سبک تر نخواهد کرد

و نفیر بادهای پاییزی دلم را  نمیلرزاند

واندوه شبهای تار دلم را زنده تر نمیکند

و فریادهای جان فرسای اطراف

 به هر بهانه ای  وجودم را هراسان نمیکند

و ابر های تاریک و گرفته  حالم را دگرگون نمی کند

و نم نم باران ها ی پاییزی سکوتم را  متلاشی  نمی کند

وعمیق ترین خراشها را به ابی  ترین ها  نزدیک نمی کند

و مرا به  بهشت خاطرم رهنون  نخواهد کرد....

@@@@@@@@@@@@@@@

در و دیوار خانه مان دلم را میسوزاند

چرا که یاد و نام  تو را از من نهان تر می کند

چرا که دیگر  رنگ و بوی  خاک باران خورده  را

برای زمزمه یاد تو زنده نمی کند

و اکنون سکوت ناشی از بی تو بودن

 دلم را خاموش و لبم را باز کرده ......

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 88/02/12 | ساعت 23:38 | توسط پرنیان





نامه 19

11/2/88

خدایا ببخش این نامه را با تاخیر پست کردم

خودت که بهتر می دانی دیروز جشن عروسی پسر خاله ام بود

خودت خوشبختشون کن

برای همین بجای پنجشنبه امروز که جمعه است این نامه را پست می کنم

خدای من

توی نامه ی پانزدهم برایت چنین نوشتم

دارم عاشقت میشم ای خدای من

هرکس که تو را گم کرد چه پیدا کرد

هر کس که تو را شناخت چه نشناخت

هرکس تو را احساس نکرد چه حس کرد

با یاد تو چه کسی افسرده و اندوهگین می شود

 

 

خدایا

من را ببخش

ادعای عشق کردن راحت است ولی اثبات آن بسی مشکل

چند هفته است که در پی یافتن راهی هستم تا بتوانم عشق خود را به تو اثبات کنم

بعد از پست نامه پانزدهم احساس می کنم  تلاش و فشار اهریمنان بر روحم بیشتر شده

شیطان می خواهد نماز هایم را از کیفیت بیندازد و متاسفانه کمی موفق شده

خدایا سال قبل این موقع حال من اینگونه نبود

بی شک از زیانکاران بودم

تو فقط باریکه ای از نور سبز رنگ رحمتت را به من تاباندی و من از منجلاب  نفس حیوانی نجات پیدا کردم

به کمکت نیازمندم 

مرا در این جهان تاریک و وحشتناک نور و امید باش

امروز جمعه است  و ما همچنان منتظر آخرین منجی هستیم

پروردگارا

روز دیدار را نزدیکتر بفرما


+ ارسال شده در 88/02/11 | ساعت 13:14 | توسط سعید





پاک بودم ز غم و غصه و اه شرر و حسرت و باد

 تا که روی مه نو پیکر تو دیدم و دیوانه  شدم

 

من ز خود بی خودم و می روم و بی  شفقم

دست  من  گیر  ببر  یا  رب  با  مهر  و  کرم

 

دست  من گیر  و  برو  ان  طرف سجده  نور

 که  منم  سجده به  خاک و به امید  شفقم

 

ساقیا وقت گذر باده ای هم  به من غافل ده

 تو  چه بینی! که  منم  ایم  و  دیگر  نروم

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 88/02/11 | ساعت 1:14 | توسط پرنیان





 

اگر کسی به تو گفت اگر یکی بگویی ده تا میشنوی ،

به او بگو: اگر ده تا بگویی سخنی هم نمیشنوی             

 (عفت کلام داشته باش و از نزاع بپرهیز)

اگر کسی به تو دشنامی داد به او بگو:

اگر راست میگویی که از خداوند می خواهم مرا ببخشد

و اگر دروغ می گویی از خداوند می خواهم تو راببخشد.                 

و اگر کسی تو را تهدی به دشنام کرد

تو او را به خیر خواهی  نصیحت و مراعاتش وعده بده .

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 88/02/10 | ساعت 0:15 | توسط پرنیان





خدایا تو هستی و من  بودنت را و حضورت را پیوسته احساس میکنم

خدایا وقتی دلم گرفته و کبوتر سفید قلبم

 پر بسته و کنجی نشسته و پرستوی عاشق

 مهاجر اواهای دورن پر رمزو رازم  دیگر این سو و ان سو نمیپرد ،

غمگین و خموده روی شاخسار درخت  جوان  کنار رودخانه

 پر تلاطم  ان وقت ها ارام و بی خروش  روان است  و ره سپار فردا ها ...

فردایی که گنگ و مبهم است  ، نا مانوس و گاهی سرد و تاریک  است

و گاهی سر شار از  خوبی ها اما، هیچ تضمینی نیست ..

گاهی  پر شورو زیبا ست ، دل انگیز و شور انگیز  ،

طرب انگیز و البته  گاهی هم وهم بر انگیز است  

 و ترس بر انگیزو شک بر انگیز و سوال انگیز، سرشار از انگیزشهاست.

 سر شار از نا معلومی ها...   

و من نمی دانم  به کدامین سو رهسپار خواهم شد.

  و در تمام لحضات  تنهایی و دلتنگی

 در تمام  لحضات  وهم و ترس و شک برانگیز

 و همه لحظه لحظه های خوب و سرشار

 و خوش و شاد و زیبا و نشاط اور

تو را و حضورت را پیوسته احساس میکنم ...

حس می کنم که مرا می نگری و مرا در اغوش گرم

نگاه های مهربان و صمیمی ات هدایت میکنی

و گرمی و قوت قلب  می بخشی و مهربانی  میکنی

 در میان  نوایی که قلبم را یکباره  فرا می گیرد

و روحم را  سرشار از امیدو قوت و استقامت

 و صبر و توانایی و سرشاری  از هر ان چه باید میکند ،

حس میکنم  لحظه به لحظه هستی .

مرا درمی یابی و به سوی خویش میکشانی

 و مرا  با فریاد میخوانی فریاد سرشار از عشق و مهربانی

 سرشار از بزرگی و عظمت  بی پایان  سر شار از خوبی ها 

همه خوبی ها  ان چنان  که باید  لبریز از مهر خدایی مهر پروردگارم  به من

 آ ه، می دانم که تنها تو میدانی چه احساسی پیدا میکنم

از این همه مهرو خوبی و توجه ات ، از نگاههای مهربانت

هنگامی که مرا تحسین میکنی ان هنگام که صدایم میکنی

 میدانی، تنها تو میدانی  چه لذت و نشاط و نیرویی تمام وجودم را فرا میگیرد

 از این  که من با تو ام وتو مرا دوست  میداری

و مرا لحظه به لحظه به سوی خود هدایت میکنی  .

 همه امور و اتفاقات زندگی ام را در بهترین شکل ممکن

 در جهت اهداف  من و صلاح خود به نحوی شایسته و درکمال  ،

یکی پس از دیگری رهبری و مشایعت میکنی.

میدانم که میدانی در  این لحظه سرشار از امیدم و نشاط

و مهرو تو و خوبی و بزرگی تو از کرمت و همه خوبیهایت

و میدانی در این لحظات چقدر دوستت می دارم.

چه اندازه بیش از پیش محتاج و نیازمندت هستم .

 محبوب دلتنگی هایم عزیز خانه محقر و کوچک قلب لرزانم ،

دوست خوبم، یار مهربانم، عزیز دل،  تمنای هستی ام و روح حیاتم میدانم

که با منی ، بسیار دوستت دارم مهربانترین .

 

لحظه به لحظه  مرا سرشار از بودنت و حضور گرم و سرشارت کن .

 

دوستدارت ...

 

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 88/02/08 | ساعت 12:57 | توسط پرنیان





 

نامه 18

پنجشنبه نیمه شب

3/2/88

چه دوست خوبی هستی ای خدا

هنوز به ابعاد مهری که بر من بی لیاقت می ورزی پی نبرده ام

همیشه و هر لحظه ای صدایم می کنی

ای کاش می توانستم آن را بشنوم

تو بهترین دوست منی

نه مرا آزار می دهی

نه قلبم را می شکنی

همیشه به حرف ها یم  گوش می دهی

در هنگام دشواری های زندگی مرا تنها نمی گذاری

از نامه هایی را که اکنون در وبلاگم  پست می کنم قبل از اینکه به دنیا بیایم اطلاع داشتی

حقا فرمانروایی آسمانها و زمین سزاوار توست

خدای  زیبای  من

سرشاری از زیبایی و کمال هستی

تو خالق زیبایی هایی

بدترین بندگانت را نیز هدایت می کنی و به سوی زیبایی ها فرا می خوانی

همان طوری که من گناه پیشه را

 که چند ماه پیش در منجلاب سیاهی ها داشت غرق می شد را نجات داده و هدایت کردی

تو خالق تمام عاشقان و معشوقانی  تو پاک و منزهی

من می خواهم عاشق تو باشم تا عاشق مخلوقاتت

می خواهم  همیشه در ذهنم باشی همیشه با من باشی

می خواهم  بنده تو باشم و تا عبد در برابر خانه ات  سر بر خاک بگذارم و ندای تسلیم شدگی سر دهم

پروردگارا قلب مرا ملغزان بعد از اینکه هدایت فرمودی

و بر مسلمانان واقعی رحم کن

و ظهور انسان کامل  مهدی پاک نهاد را زود تر برسان زیرا که این جهان به امپراطور قلب ها نیازمند تر از گذشته است

 


+ ارسال شده در 88/02/03 | ساعت 23:58 | توسط سعید