تبليغاتX
یک چمدان نامه برای پروردگارم



یک چمدان نامه برای پروردگارم

نامه های هفتگی بندگان خطا کار برای خدا


ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربیترجمه به زبان چینیترجمه به زبان آلمانی  ترجمه به زبان هندیترجمه به زبان ایتالیایی ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان روسیترجمه به زبان ترکی


نامه سیزدهم  من برای خدای مهربانم

پنجشنبه 29 اسفند سال 1387

کی گفته که سیزده عدد نحسی است

خدایا  سه ماه و 29  روز است که نماز می خوانم و چند هفته ای هم  هست که شروع به خواندن قر آن زیبا  کردم

هر روز  دلتنگ تر و شیفته تر از گذشته می شوم

 دیروز نمی توانستم بخوابم

دلم می خواستم برایت شعر بگم ولی نمی توانستم

 چند تا کاغذ پاره کردم و آخر با قطرات اشک بر چشم و دلی پر شوق خوابم برد

 دیروز چهارشنبه آخر سال بود

 ولی نمی دانم چرا غربت خواصی را احساس می کردم

 نمی دانم این شب که آخرین پنجشنبه و به عبارت بهتری یک روز قبل از تحویل سال است چگونه خواهم خوابید  

شاید هم نتوانستم بخوابم

واقعاً نمی دانم دلتنگی ام برای چیست

 

ای مهربانترین

فردا جمعه خاصی است و سال تحویل  می شود

 چه می شود این دل سوخته ما را کمی  شاد  کنی  چه می شود این جمعه خاص را خاص تر کنی

 از گذشتگان به ما گفتند که  در همین جمعه ها  مردی بزرگ  ظهور خواهد کرد

ظهور خواهد کرد  تا ما بندگان  ستمدیده  و  گمراه را  از بند اهریمنان رهایی بخشد

 خواهش می کنم 

بهار واقعی را فردا برای مان هدیه کن

 ای خدای مهربان ای که مرا از انواع و اقسام منجلاب ها بیرون کشیدی

ای هدایت کننده بندگان بیچاره و حقیر مثل من

ای متحول کننده احوال مخلوقات   ای که حالات انسان ها را تغییر می دهی

ای باز کننده پلمب قلب انسان ها

سال دیگر را فقط با نام و یاد تو آغاز خواهم کرد

فقط با نام و یاد تو


+ ارسال شده در 87/12/29 | ساعت 19:57 | توسط سعید





دلم رهسپار جاده های دلتنگی ست با اسمانی پر باد و پر ابر و پر باران ، غوغایی بر پاست ،  خاموش .

گاهی رعدی و برقی می کوبند ، اما  نجیب .....

باد و طوفان ها و گردبادها  هر کدا م  از سویی با شدتی می وزند، می روند و می ایند.

صدایشان  بلند است  بسیار ، گوشهایم را پر می کنند  و گاهی  دیگر تاب شنیدن نیز ندارم

گیج می شوم و غوطه ور  در این هیاهو ..... جاده اما پا بر جاست.

اسمان گاهی صاف تر می شود با وزش نسیم  هایی مهربان  و لطیف  اما نسیم ها دیر می ایند و زود می روند ...

زیبا نشاط انگیز  و امید وار کننده ا ند ، حیف که سطحی و زود گذرند.

 نسیم  مهربان من ناپایدار و کم  محبت است ... جاده اما باقی ست...

 بعد از نسیم  گویی جاده  تاریک تر می شود سرد  ، وهم انگیز و حزن افرین تر....

اسمان هم  غمبار و نم دار تر ، بادها  سوزاننده میشوند....

عجیب این نسیم دل انگیز  سریع   می گذرد ...

نوازش سر انگشتانش کوتاه  است و کم ، اما  التیام  می بخشد ، امید و شادی نیز

اما با رفتنش یک باره ویران  میشوم  ، کم  توان تر

گاهی  می گویم  کاش  هرگز  نمی وزید  اما نه از ته دل ...

دلم می گوید  کاش نسیم  همیشه بوزد ... دلم با نسیم اشناست ، سالها دوستی دارند و بده بستان ، دلم

مهربان است و از مهربانی  نسیم به شوق می اید،

دیری است در انتظار  نسیم  چشم براه  ، بی قرار و بی تاب است ...

دلم  بیچاره خوب طاقت  میاورد ،دلم  وقتی در سوز و گداز  می شود ، خشک و ترک خورده و رو به ویرانی  ،

ابرها را یک جا جمع میکند  باران را صدا می کند  و انقد رمی بارد تا اتش و سوزشش را خنک  کند و التیام دهد 

و خشکی ویرانی اش را با ترنم  قطره های باران  نرم تر و سبک تر و صاف  و روشن میکند.

دلم تنهاست ، کمی خسته  گاهی احساس میکند  دیواری یا ستونی  ناگهان فرو می ریزد...

دل صبورم  میسازدش ولی نمیداند  کدامین بار دوباره فرو خواهد ریخت ...

 می داند خسته  تر که می شود ، انگار خدا نزدیک تر است .

 دل منتظرم ، بی تاب کمک است بی قرار نسیم ، چشم براه ...

صدایی میاید  غو غایی، رعدی ، بادی،

 فریاد بی صدای دلم  گوش اسمان ها را پر  میکند ...

کجاست نسیم حیات؟ کی می وزد ؟ کجاست باران بی کران محبت و عشق ؟ کدامین لحظه باریدن خواهد

گرفت ؟ کجاست تلؤ تلؤ  شبنم ؟ کو بخشندگی ؟ معرفت ؟ محبت ؟

 کی جریا ن می افتد سیل خروشان  و پاک امید و شادی و عشق ؟ کی طلوع میکند جلوه نور الهی ؟

کی پر تو افشانی میکنی ... .

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 87/12/25 | ساعت 23:53 | توسط پرنیان





 

 

 نامه دوازدهم  پنجشنبه 22 اسفند 87 

 خدایا  می خواهم صدایت کنم ولی.......

ای خدای زیبا و زیبایی بخش  خودت  که  می دانی تنها  سه ماه و 23 روز است که  شروع به نماز خواندن کردم

و حالا بعد از نامه قبلی یعنی پنجشنبه گذشته که برایت نوشتم هر روز  قبل از خواب حد اقل یک صفحه از قرآن می خوانم زیبا و جذاب و هیرت انگیز و آموزنده و حکمتوار و.... است

هر چه از این موهبت و نعمتی که برای ما بندگان بیچاره فرستادی بگویم باز کم گفتم

آدم را جذب زیباییش می کند البته نمی دانم بر دیگران چه تاثیری دارد ولی به هر حال وقتی شروع به خواندن آن می کنم دلم می خواهد تا آخر آن را بخوانم ولی افسوس که خستگی و خواب آلودگی نمی گذارد صفحات بیشتری از آن را بخوانم

 

 از تو خجالت می کشم

چرا باید یک  مخلوق که سر تا پا به خالقش وابسته است او را فقط در گرفتاری و  احتیاجات و هنگام دندان درد یاد  کند  

 چرا یک بنده  باید  هنگام  نماز هم به فکر مشغله و کارهای دیگر باشد

خدایا طی این چند ماه با نماز روحم اندکی شفاف تر شده آن را احساس مس کنم   

ولی ببخش مرا       ولی ببخش مرا       

که چند هفته ای است نماز هایم از کیفیت افتاده

که بخاطر اندک پاکی و انسانیت که به من عطا کردی مغرور و خود پسند شدم

خدایا خودت می دانی که چند وقتی است ادای انسان های خوب را  در می آورم

هر چقدر هم که به تو نزدیک  تر می شوم  احساس  دوری بیشتری می کنم

تو خیلی نزدیک تر از آن چیزی هستی که من فکر می کردم ولی با آن همه باز هم نمی توان به تو رسید

ولی من تازه مسیر تو را یافتم و با تمام نیرو به پیش خواهم آمد تا فردا نزدیک تر از اینی باشم که هستم

تو خیلی دوری و خیلی نزدیک

پله پله تا آخر عمرم به سویت قدم بر می دارم

کمکم کن که با وسوسه های  اهریمن راهم را در این مه آخر الزمانی

گم نکنم

پروردگارا این نامه دوازدهم من بود که برایت پست می کنم

در این وبنامه هر چی از تو خواستم برآورده ساختی التماست می کنم که روز موعود را زودتر برسان که انتظار جگرمان را آتش زده

 

  


+ ارسال شده در 87/12/22 | ساعت 18:22 | توسط سعید





شاهکار هنری دیگر از سامی یوسف / اسما الله
 

 

رحیم -  کریم  - عظیم  - علیم - حلیم - حکیم - متین

مهربان – بخشنده – بزرگ – دانا – بردبار –حکیم -  مستحکم

منان -  رحمان -  فتاح -  غفار -  تواب -  رزاق -  شهید

نعمت دهنده – مهربان – گشاینده – بخشنده – توبه پذیر – روزی دهنده – ناظر

اللهم صل علی محمد و آل محمد

یا مسلمین صلو علیه

ای مسلمانان بر پیامبر آل او درود بفرستید

اللهم صل علی محمد و صحبه محمد

یا مومنین صلو علیه

ای مسلمانان بر پیامبر گرامی و اصحابش درود بفرستید

لطیف خبیر سمیع بصیر جلیل رقیب مجیب

ای آگاه بر نهان ها – آگاه – شنونده – بینا – با شکوه – نگهبان – نجابت دهنخده

غفور شکور ودود غیوم  رئوف صبور مجید

مهربان – ای کسی که در مجازات بندگان گناه کار شتاب نمی کنی – والا – آمرزنده – ای کسی که

عمل صالحان را پاداش می دهی – دوستدار بندگان – ای همه چیز به تو پاینده

الهم صل علی محمد و آل محمد

یا مسلمین صلو علیه

الهم صل علی محمد و صحبه محمد

یا مومنین صلو علیه

 

الله اکبر الله اکبر

ای خدایی که از هر آنچه که به تصور آید بزرگتری  

لا الا اله هو الملک القدوس

نیست معبودی جز او – او پادشاهی است منزه از هر عیب و نقص

الله اکبر الله اکبر

ای خدایی که از هر آنچه که به تصور آید بزرگتری  

یا رحمان ارحم ضعفنا  

ای مهربان بر ناتوانی ما ترحم فرما

الله اکبر الله اکبر

یا غفار اغفر ذنوبنا

ای بسیار بخشنده گناهان ما را ببخش

الله اکبر الله اکبر

یا ستار استر عیوبنا

ای پوشاننده عیب ها . بدی هایم را بپوشان

الله اکبر الله اکبر

یا معز اعزز امتنا

ای عزت دهنده – بر عزت و شکوه امت اسلام بیافزا

الله اکبر الله اکبر

یا مجیب اجب دعانا

ای اجابت دهنده – دعاهای ما را اجابت فرما

الله اکبر الله اکبر

یا لطیف الطف بنا

ای همه لطف و مهربانی ما را از لطف و مهربانیت  محروم نساز 

 دانلود اسماءالله جديد و نهايي

دانلود لينك غير مستقيم ترانه


وبلاگ فارسی سامی یوسف

ترانه اسما الله  کار جدید سامی یوسف

ترجمه : حجت الاسلام والمسلمین دکتر فیض آبادی


+ ارسال شده در 87/12/22 | ساعت 11:22 | توسط سعید





 

من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد واوهم بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرو مند شوم

من از خدا خواستم  به من عقل دهد و خرد دهد واو پیش پایم  مسائلی گذاشت  تا ان ها را حل کنم

من از خدا خواستم  به من ثروت عطا کند  واو به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم

من ار خدا خواستم  به من شهامت دهد و او خطراتی  در زندگیم پدید اورد تا بر ان ها غلبه کنم

 من ار خدا خواستم  به من عشق دهدو او افراد زجر کشیده ای  را نشانمداد تا به انها  محبت کنم

 من از خدا خواستم به من برکت دهد و خدا به من فرصت هایی داد تا از انها بهره ببرم

من هیچکدام از چیزهایی را که از خدا خواستم ، دریافت نکردم

ولی به همه چیزهایی که نیاز داشتم، رسیدم....   .

داغ کن - کلوب دات کام

+ ارسال شده در 87/12/22 | ساعت 0:9 | توسط پرنیان





 

حباب دریای توام  بی انتها

باد شمالی هم مرا بی پرده  ضایع میکند

با لطف خود من را نگر

طوفان خشم چون تویی

 در خود مرا بی پرده باطل میکند

افتاب گرم تو شاید مرا گرمی دهد

اما نسیم مهر تو حتما مرا شادی دهد

 دریای ارام تو هم با جذر  و مد ماه تو

شاید برای چون منی گهواره خوابی شود

اما شهاب اسمان لالایی بهتر شود  

 

 

داغ کن - کلوب دات کام

 


+ ارسال شده در 87/12/19 | ساعت 21:11 | توسط پرنیان





تو ای عشق بی نشونه من

  مرا به  روشن ترین نشانه هایت برای زمزمه یاد و نام تو

 و رسیدن به روح تو وصل کن...

و جادهای طلایی سرنوشت مرا  درخشان تر ظاهر نما

 تا تو را به چشم دل و با گوش جان  و با روح پاک دریابم .

وتو را با بهترین  و با طراوت ترین شفق های دورنی  دریابم  و با انجام طاعتت(فقط تو ) بدرخشم...

داغ کن - کلوب دات کام


+ ارسال شده در 87/12/17 | ساعت 17:9 | توسط پرنیان





خدایا   ای پروردگار مهربانم  من  سه  ماه و چهارده روز است که  برای  ابراز بندگی ام  هر روز پنج بار سر تعظیم به سویت فرود می آورم  و می گویم که تسلیم اراده ی پاک و منزه تو هستم  البته باید چند سال قبل شروع می کردم و برای این موضوع ناراحتم و خجالت می کشم از تو

نمی خواهم دوباره از نقاط تاریک و نا پاکی های گذشته حرف بزنم  زیرا که تو بهتر از من می دانی که قبلا چه جانوری بودم و چه اعمالی را انجام دادم  و چه صدماتی بر روح و جسمم وارد کرده بودم  نه اینکه الان خیلی بهتر شدم ولی به هرحال  از آن روزی که تصمیم به بندگیت گرفتم زندگی ام رنگ و بوی تازه ای گرفت

قبلا روزی نبود که با امید به زندگی صرف کنم  روز را شب می کردم تا فقط سریال های طنز و فیلم های تلویزیون را تماشا کنم

همیشه حالم از خودم بهم می خورد و احساس پوچی  و بی عرضگی  می کردم

وقتی صدای اذان را از تلویزیون  می شنیدم  قفسه سینه ام فشرده می شد  و زود آن را خاموش می کردم 

کر بودم  کور بودم  لال بودم  جاهل و دیوانه بودم 

اهریمن نمی خواست حقیقت را بشنوم و درک کنم  

 می خواست با سرگرمی های گوناگون این کره خاکی مانع نفوذ پرتو های سبز الهی  بر قلب تقریبا سفت شده ام

 گردد

ولی خدایا ای مهربان ترین  مهربانان  فقط تو  مرا نجات دادی  و  شرایط و رخداد ها و کسانی را در مسیر زندگی ام قرار دادی تا به خویشتن باز گردم  تا دوباره انسانیت را احساس کنم و این تویی که هر که را بخواهی هدایت می کنی و هرکه را بخواهی در ظلمت و تاریکی رها می سازی

پروردگارا وقتی این وبلاگ را ایجاد کردم خیلی شرمسار و پشیمان از اعمال و جاهلیت گذشته ام بودم و برای همین ابتدا نام آن را توبه گرگ نهادم

بعد از دو نامه پی بردم که این وبلاگ برای اظهار بندگی  کافی نیست  پس  با  تو عهد کردم که تا نماز بندگی را بجای نیاوردم  دیگر نامه ننویسم و از آن موقع تا حالا تمام نمازهای روزانه بخصوص  نماز صبح را بجای می آورم و تا پایان عمر  پایبند باشم

 به تو قول می دهم ای خدا

خدایا اکنون به تو قول می دهم که این  قرآن این هدیه و معجزه و رحمتی که توسط انسان کامل  بنده پاکت محمد (ص) بر ما فرستادی  را از قفسه کتابخانه ام  در خواهم آورد و گرد و غبار از آن گرفته و هر روز حداقل یک صفحه از آن را خواهم خواند

خدایا این وبلاگ را  وقف تو کرده ام با شد که در روز حساب کمی هوای ما رو داشته باشی 

و امیدوارم که نوشتن این وبلاگ را از اعمال خیر و صالح ما به حساب آوری

اکنون نام این وبلاگ را  یک چمدان نامه برای  پروردگارم  گذاشتم

و چند نفر دیگر از بندگانت با من در نوشتن گروهی نامه ها برای تو همراه گشتند

خدایا از گناهان ما بگذر  و  زمان ظهور منجی اعظم (عج) را  هرچه زودتر برسان   


+ ارسال شده در 87/12/15 | ساعت 22:0 | توسط سعید





عزیز و ارام جانم ، بهترینم

خدایا دوستت دارم  و  چشمم به محبت و رافت و فضل و کرمت ، به  بخشش و بزرگی عشق و نور و عنایاتت

 به اسمون و به دستات  و به زمان خیره است ...

 خوب من پناهمی  عشقمی  و امیدمی ، خدای من  بنده ضعیف و محتاج و نیازمندو امیدوارتم 

به روحم که از توست ونبازمند رحمت توست  رحم کن... 

پرنیان

داغ کن - کلوب دات کام


+ ارسال شده در 87/12/14 | ساعت 16:55 | توسط پرنیان





 

من وبلاگ ندارم ولی بعد از خوندن نامه ها و مطالبتون دوست داشتم به عنوان هدیه

یکی از نامه های خودم به خدا را براتون بفرستم امیدوارم ازش لذت ببرید.

 

              

لحظه به لحظه هستی و مرا به سوی خویش میکشانی و مرا با فریاد می خوانی

فریاد سرشار از عشق و مهربانی سرشار از بزرگی و عظمت بی پایان و سر شاز از

خوبیها همه خوبیها ان چنان که باید لبریز از مهر خدایی مهر پروردگارم به من اه

می دانم که تنها تو می دانی چه احساسی پیدا میکنم از این همه مهر و خوبی و

توجه ات از نگاه های مهربانت هنگامی که مرا تحسین میکنی ان هنگام که صدایم

میکنی میدانی تنها تو میدانی چه لذت و نشاط و نیرویی تمام وجودم را فرا میگیرد.

از اینکه من با تو ام وتو مرا دوست می داری و مرا لجظه به احظه به سوی خود

هدایت میکنی و همه امور و اتفاقات زندگی ام رادر بهترین شکل ممکن در جهت

اهداف من و صلاح خود به نحوی شایسته و در کمال یکی پس از دیگری رهبری و

مشایعت میکنی .

میدانم که می دانی در این لحظه سرشار از امیدم و نشاط و مهر تو و خوبی بزرگی

تو ازکرمت و از همه خوبیهایت و میدانی د راین لحظات چقدر دوستت دارم و چه انداز

بیش از پیش محتاج و نیازمندت هستم ..

محبوب دلتنگیهایم عزیز خانه کوچم و محقر قلب لرزانم دوست خوبم یار مهربانم

عزیز دل تمنای هستی ام و روح حیاتم میدانم که با منی بسیار دوستت دارم

مهربانترین ...

لحظه به لحظه مرا سرشاز از بودنت و حضور گرم و سرشارت کن .

*دوستدار تو .....*

نوشته شده  توسط پرنیان یکی از بندگان خدا

 

 


+ ارسال شده در 87/12/10 | ساعت 10:15 | توسط سعید